حاکمیت بالینی
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱   کلمات کلیدی:

حاکمیت بالینی 

تاریخچه :

واژه حاکمیت بالینی سابقه ای طولانی از زمان بقراط حکیم دارد تاریخچه استفاده آن به وقوع مشکلات عمده و بزرگ در دنیای صنعت و از دست دادن مقادیر عظیمی از سرمایه گذاری ها بر می گردد. اگر چه این مقوله در کشورهای مختلف ودر زمینه های مختلف از یک بیماری گرفته تا یک سیستم استفاده شده است اما انگلستان به عنوان پیشروترین کشور در استفاده از این واژه و براه انداختن سازمان ها و کمیته هایی در اجرائی کردن ابعاد مختلف آن بوده است .در سال 1948 در کشور انگلستان، سازمان ملی خدمات سلامت ( National Health Service ) یا همان NHS بنیان‌گذاری شد. هدف از تأسیس این سازمان ارتقای کیفیت خدمات بود ولی در ابتدا هیچ برنامه مشخص و مدونی برای تحقق این هدف در دستور کار آن وجود نداشت.

 در بدو امر تصور بر این بود که ارتقای «کیفیت» ارائه خدمات با آموزش صحیح پرسنل، فراهم‌سازی منابع و زیرساخت‌ها محقق خواهد شد. با این نگاه برنامه‌ریزی‌ها به این سمت سوق پیدا کردند که با تربیت افراد ماهر و تأمین امکانات لازم «کیفیت» را ارتقاء بخشند. پس از مدتی NHS دریافت که افزایش کیفیت خدمات در هر بخش یا واحد بدون برقراری ارتباط با بخش‌ها و واحدهای دیگر آن هم در قالب یک نظام متمرکز دارای ویژگی انسجام و یکپارچگی، پاسخگوی پیچیدگی‌های موجود در نظام سلامت نخواهد بود. به همین دلیل در دهه‌ی 1970 تحلیل‌گران و متفکرین سیستم سلامت انگلستان برای آنکه بین اجزای مختلف سیستم ارتقای کیفیت ارتباط برقرار کنند، روی مفاهیمی مانند «استاندارد»، «کرایتریا» کار کردند یعنی برای هر کدام از قسمت‌های ساختار (structure)، فرآیند (process) و پیآمد (outcome) درصدد برآمدند به تدوین استاندارد بپردازند و آنها را در قالب موازین و اهداف عینی قابل سنجش مورد ارزشیابی قرار دهند. آنها بر این مفاهیم بعنوان ارتباط دهنده‌های اصلی حوزه‌ها و اجزای مختلف یک «سیستم» و مفاهیم کلیدی در نگاه جامع به کیفیت فنی خدمات بالینی تأکید کردند و درصدد توسعه آنها با یک نگاه «سیستمی» برآمدند یعنی با تنظیم این استانداردها و ترجمان آنها بصورت معیارهای مشخص و عینی در هر یک از اجزای structure-process-outcome کل سیستم در حوزه‌های مختلف، بتوانند در رسیدن به آن استانداردها بطور هماهنگ و منسجم کار کنند. به این ترتیب بحث ارتقای کیفیت در قالب انسجام یافته و یکپارچه در NHS از سال 1970 مطرح شد.

 در سال 1983 یک سند ملی تحت عنوان «گزارش گریفیت» (Griffiths Report) به فقدان «پاسخگویی» در نظام ارائه خدمات بالینی اشاره کرد و به این ترتیب موضوع مهم «accountability» نیز به مقوله استاندارد و کرایتریا اضافه گردید. یعنی مدیران باید در قبال پیآمدهای سیستم خودشان و به همان دلیل در قبال «اندازه‌گیری» نتایج کارکرد سیستمشان به معنی واقعی «پاسخگو» باشند.

دانشکده های سلطنتی پزشکی ترغیب به ایجاد سیستم های ممیزی بالینی جهت ارتقا بیشتر فرایندها و نتایج مراقبت های سلامتی شدند . در نتیجه مقایسه داخل و خارج بیمارستان تفاوت چشمگیری را در کمیت و کیفیت بسیاری از جنبه های ارائه خدمت نشان داد . اقدامات مشابهی نیز در سایر کشورها علی الخصوص آمریکای شمالی صورت گرفت .

در سال 1985 سازمان بهداشت جهانی (WHO) هدفی را تعیین کرد که در آن تا سال 1990 تمام اعضا باید مکانیسم های موثری را برای حصول اطمینان از کیفیت خدمات دریافتی توسط بیماران در نظام های سلامت ایجاد کنند این سازمان ابعاد چهار گانه ای را برای کیفیت خدمت تعریف کرد . این ابعاد عبارتند از :

  •    کارکرد حرفه ای کارکنان    استفاده از منابع به صورت اثربخشی وکارآمد
  •   مدیریت خطر و پیشگیری از آن
  •    رضایت مندی بیماران و همراهان

 

با توجه به نتایج مطلوب حاصله از اجرای حاکمیت بالینی در کشورهای ذکر شده و نیز تاکید WHO، لازم است که چنین سیستمی در مراکز درمانی کشور ایجاد گردد .

حاکمیت بالینی بیانگر مسئولیت خدمات بهداشتی و درمانی برای تامین ایمنی، کیفیت و اثربخشی مراقبت بالینی است که به بیمار ارائه  می شود.

حاکمیت بالینی یک مقوله قانونی و مصوب در بورد NHS  بوده و با همکاری سه جریان اصلی به دست می آید:

 

  •  سیستم های محلی و ملی و ساختارهایی که در شناسایی، پیاده سازی و گزارش بهبود کیفیت کمک می کنند.
  • کار بهبود کیفیت شامل پرسنل بهداشت و درمان، بیماران و جامعه
  • ایجاد فرهنگ یادگیرنده و پشتیبان برای بهبود کیفیت

 

تعریف حاکمیت بالینی :

حاکمیت بالینی سیستمی است که NHC از طریق آن برای پایش مستمر و بهبود کیفیت ارائه خدمات و مراقبت، مسئول بوده       و همچنین متضمن ارائه مراقبت ها و خدماتی با بالاترین استانداردها می باشد. (NHC@Quality Improvement toub)

 

 اجزای اصلی حاکمیت بالینی :

    اثربخشی بالینی: تا چه اندازه کار درست را در زمان و مکان درست انجام می دهیم؟ شواهد این مسئله کدام است؟

    مدیریت ریسک: چگونه شانس خطا را در انجام کارها به حداقل می رسانیم؟ چگونه از خطاها و موارد نزدیک به خطا، درس   می آموزیم.

    تکریم ارباب رجوع و بیمار: تجربه ( رضایت ) بیماران از خدمات ارائه شده چگونه است؟ آیا خدمت ارائه شده ایمن و اثربخش بوده است؟

 

حاکمیت بالینی درباره چیست؟

حاکمیت بالینی مفهومی است که برای بهبود کیفیت در سیستم، جهت ایجاد مسئولیت برای ارتقاء کیفیت ارائه خدمت ( مراقبت) توسعه یافته است.

حاکمیت بالینی پرسنل سازمان را به طور یکپارچه در برابر گزارش ارائه خدمات بالینی با کیفیت، مسئول می نماید. این مفهوم تمام افرادی که همراه و برای سیستم بهداشتی فعالیت می کنند و در راستای ارائه خدمات بهداشتی تلاش می کنند از مدیران اجرایی    تا پزشکان و حتی نگهبانان بیمارستان را در فرآیند بهبود کیفیت درگیر می کند.

حاکمیت بالینی از فعالیت های بالینی اثربخش حمایت نموده و هر گونه ریسک را برای بیماران به حداقل می رساند.

 

حاکمیت بالینی:

  • تفکر نقادانه نسبت به آنچه که انجام می دهیم.
  • استفاده از شواهد برای بهبود آنچه که انجام می دهیم.
  • درگیر کردن بیماران در تصمیماتی که برای درمان آنها اتخاذ می شود.
  •  توسعه مهارتها
  • انجام کار تیمی برای ایجاد بهبود مستمر
  •  جلوگیری از تکرار خطاها
  • درس گیری از تجربیات و عملکردهای موثر برای جلوگیری از دوباره کاری ها و تکرار خطاها
  • آگاهی از نحوه استفاده از فرآیندها و قوانین بهبود کیفیت برای دستیابی به نتایج مورد انتظار
  • تکریم ارباب رجوع
  • مشارکت فعالانه در بهبود ارائه خدمت برای بیماران

 

حاکمیت بالینی منجر به ایجاد نوآوری هایی از جمله بازطراحی خدمات و ایجاد ایمنی بیمار شده است. با این وجود این مفهوم نیازمند تلاشهای مضاعف جهت ایجاد و استفاده از نوآوری ها صورت گرفته شده است.

 

بهبود کیفیت :

 

حاکمیت بالینی برای تمام مراقبت ها و خدمات کاربرد دارد. سه جزء اصلی و قابل درک حاکمیت بالینی که سازمان را در بهبود کیفیت درگیر می کند شامل موارد زیر می باشد:

 

  • فعالیتهای اثربخشی بالینی شامل ممیزی و بازطرحی.
  • مدیریت ریسک شامل ایمنی بیمار
  • تکریم بیماران و ارباب رجوع

 

این سه مقوله به طور اثربخش ارائه نمی شود مگر آنکه مدیران ارشد سازمان، پرسنل را از نظر کسب مهارتها حمایت کرده و از بهبود کیفیت در سازمان به وسیله موراد زیر مطلع باشند:

· دارا بودن سیستم های شفاف، قوی ( نیرومند) و همچنین سیستم ها و قوانین محلی و ملی قوی که به شناسائی،      پیاده     سازی و گزارش مناسب بهبود کیفیت بپردازند.

  • تکریم بیماران، همراهان و ارباب رجوع
  • ایجاد فرهنگ حمایتگر و دربرگیرنده یادگیری در سازمان

 

آگاهی از تاثیرات حاکمیت بالینی به صورت ملی و محلی منجر به آن می شود که شما از چگونگی استفاده از نظام ( سیستم ) و قواعد حاکمیت بالینی برای ایجاد بهبود در سازمان خود آگاه شوید.

تصورکنید در سالن انتظار با فاصله ای نسبی از میز شلوغ پذیرش نشسته اید. روزنامه ها و مجلات بر روی میز و صندلیها افتاده اند و بعضی از آنها نیز بر روی زمین افتادند. یک فنجان قهوه زیر صندلی جا مانده و قهوه درون آن بر روی زمین ریخته. پوسترهای دیوار به نظر شبیه همان پوسترهایی است که در دوران کودکی می دیدیم، فقط الان کمی کهنه تر به نظر می رسند. مردم هم به میز پذیرش هجوم آورده اند و بسیار شلوغ است.

 

حالا موارد زیر را در نظر بگیرید:

    چه احساسی دارید از اینکه در چنین محلی منتظر باشید؟

    این وضعیت چه تاثیری بر احساس شما برای دریافت مراقبت خواهد داشت؟

 

25 دقیقه پس از وقت ملاقات شما، شما را به اتاق مشاوره صدا می زنند. پزشک خود را معرفی می کند، اما به شما نگاه نکرده و به یادداشت های خود می پردازد. یک نفر دیگر نیز در انتهای اتاق نشسته، که به عنوان رزیدنت خود را معرفی می کند. شما شروع به صحبت کردن می کنید اما با صدای تلفن حرفتان قطع می شود، پزشک بر روی تکه کاغذی یادداشتی می نویسد و تلفنش تمام     می شود سپس از شما می خواهد که حرفتان را ادامه دهید.

 

حالا موارد زیر را ملاحظه نمایید:

 

  • در اولین دقایق این مشاوره، چه احساسی داشتید؟
  • مایلید این شرایط در آینده چگونه شود؟

 

 تفسیر مورد:

در این مرحله، بیمار مراقبتی دریافت نکرده اما میزان اعتماد او به کیفیت خدمتی که قرار است دریافت کند چقدر است؟

وقوع مراحل بالا می تواند علل مختلفی داشته باشد، مستخدم ممکن است بیمار بوده باشد، یک موقعیت اورژانس منجر به دیر شدن قرار ملاقات شما شده باشد. اما به عنوان یک بیمار آیا شما از این وموارد مطلعید یا اصلا" برای شما این موارد اهمیتی دارد؟ بیمار عصبانی و رنجیده خاطر در ملاقات بعدی خود حاضر نمی شود بدون آنکه به کسی اطلاع دهد. در سالن انتظار ممکن است بیماران یا پرسنل روی قهوه روی زمین لیز (سر)بخورد.

 حاکمیت بالینی تنها با مراقبت های بالینی مرتبط نیست بلکیه تمام جنبه های مراقبت از بیمار، از ورود به سیستم بهداشت و درمان گرفته تا مراقبت های بالینی و مراقبت های پس از ترخیص که بیمار دریافت میکند.

 

 بازخورد:

  • چه دلایلی برای اتفاقات بالا وجود دارد؟
  • سعی کنید خودتان را در جایگاه بیمار قرار دهید، چه احساسی دارید؟
  • آیا مانند این شرایط در محل کار شما نیز اتفاق افتاده است؟

 

ضرورت استقرار حاکمیت بالینی:

 

بیماران و افراد جامعه همواره انتظار دارند که خدمات بهداشتی و درمانی ایمن و با کیفیت بالا دریافت کنند. ایمنی و کیفیت مراقبت بالینی جنبه های اساسی نقشه و راه و روش درمانی پزشکان می باشد.

شالوده حاکمیت بالینی از اواخر دهه 1980 شکل گرفت. زمانی که خدمات بهداشتی اولین بار روش های بهبود کیفیت را معرفی کردند در نتیجه نیاز به مسئول بودن در قبال مدیریت و اثربخشی بالینی ایجاد شد.

در پاسخ به تقاضا برای فراهم سازی شواهد اثربخشی، متخصصان بهداشتی مواردی را برای گزارش کیفیت خدمات بهداشتی و ارزیابی اثربخشی مداخلات پزشکی توسعه داده اند. این فعالیت ها زیر مجموعه اثربخشی بالینی بوده و شامل موارد زیر         می باشد:

  • فعالیت های مبتنی بر شواهد
  • ممیزی بالینی
  • گاید لاین ها
  • مقیاس های برون ده

 

حاکمیت بالینی در واقع چارچوبی است برای ارتباط اثربخشی بالینی به دیگر سیستم ها و ساختارهای کیفیت شامل مدیریت ریسک، شکایات و ....

حاکمیت بالینی همچنین به متخصصان، این فرصت را می دهد که در مدیدریت بهبود کیفیت بیمارستان درگیر شوند.

 حاکمیت بالینی نیاز به موارد زیر را مشخص می کند:

  • همکاری متقابل متخصصان بالینی و مدیریت برای شناسایی اولویت های بهداشتی و بهبود خدمت.
  • کار تیمی جهت سودرسانی به مراقبت از بیمار
  • مورد ملاحظه قرار دادن و مسئول بودن در برابر بیمار و مددجو.
  • یادگیری از ریسک ها، خطاها و شکایات بالینی
  • به اشتراک گذاری تجربیات موفق

 

 چهار جنبه مهم از کیفیت که توسط WHO نیز بسیار مورد توجه واقع شده است، شامل موارد زیر می باشد:

  • عملکرد حرفه ای( کیفیت تکنیکال)
  •  استفاده از منابع ( اثربخشی)
  •  مدیریت ریسک ( ریسک جراحت یا بیماری که در نتیجه خدمات ارائه شده ایجاد شده باشد)
  • رضایت بیماران از خدمات ارائه شده

ACLS 2010
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٦   کلمات کلیدی:

لینک آپلود الگوریتم های احیای قلبی ریوی پیشرفته که در واقع چکیده گایدلاینهای انجمن قلب آمریکا است در این قسمت تقدیم می شود:

 

http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=78774
http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=78775
http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=78776
http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=78777
http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=78778
http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=78779


ACLS 2010
ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٠   کلمات کلیدی:

اگر چه به زودی راهنمای 2015 احیا قلب AHA منتشر خواهد شد، ولی بد نیست نگاهی به راهنمای 2010 بیاندازیم:

 http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=77847

یکی از گایدلاینها ترجمه شده است که در صورت استقبال گایدلاینهای بعدی هم ارائه می شود.

به ادامه مطلب توجه شود. ارست قلبی در بزرگسالان 2010


ارزش انسان
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۸   کلمات کلیدی:

 عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع شده بودند تا درباره موضوع مهمّی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است. معیار ارزش پول، پشتوانة آن است. امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند و معیارهای خاصّی را ارائه دادند.

وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر می‌‌‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌‌‌ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.

کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.

امّا کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازة خداست.

علّامه گفت: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس‌‌‌هایی که صحبت‌‌‌های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی(ع) است. آن حضرت در «نهج البلاغه» می‌‌‌فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ؛ ارزش هر انسانی به اندازة چیزی است که دوست می‌‌‌دارد.»

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانة احترام به وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی(ع) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند.

علّامه در ادامه گفت: عشق حلال به این است که انسان (مثلاً) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: آی!!! پنجاه میلیونی!!!. چقدر بدش می‌‌‌آید؟ در واقع می‌‌‌فهمد که این حرف توهین در حقّ اوست. حالا که تکلیف عشق حلال امّا دنیوی معلوم شد، ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی‌‌‌ ارزش است!

اینجاست که ارزش ثار الله معلوم می‌‌‌شود. ثار الله اضافة تشریفی است. خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازة خدای متعال است.

 به نقل از علّامه محمّد تقی جعفری


خدایا پدیده ها را آنچنان که هست به ما بنمایان.
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۳٠   کلمات کلیدی:

فلسفه قیام امام حسین از دیدگاه زیارت اربعین


چکیده تفسیر نوار قلب برای پرستارن
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۸   کلمات کلیدی:

با سلام،

در این 18 سالی که سابقه کار بالینی داشتم با کتاب ها و افرادی مدعی زیادی در کلاسها و سمینار ها درباره تدریس نوار قلب برخورد کردم و چه زمانها که در کلاسهایی که جز چند اسلاید دانلود شده از اینترنت نبود صرف شد و به هیچ جا نرسیدیم. و البته علت هم مشخص است امروز معلوم شده است که شما برای یادگیری یک مطلب که دارای سطوحی فراتر از دانش است یعنی مهارت، نگرش و حتی شایستگی نیاز دارد نیاز به روشهای یادگیری و یاد دهی  متناسب با آن دارید. چیزی که فقط شعار داده می شود و ادعا می شود یعنی کارگاههای آموزشی که به اسم کارگاه برگزار می شود و هیچ یک از ویزگی های یک کارگاه را ندارد.

بگذریم یکی از کتابهایی که می تواند تا حد زیادی فقط در سطح دانشی به ما کمک کند کتاب تفسیر سریع نوار قلب دیل دوبین است که 20 صفحه آخر کتاب چکیده کتاب و حاصل زحمات پروفسور دیل دوبین را ترجمه کرده در اختیار همکاران قرار می دهم البته  در این مطالب اندکی دخل و تصرف هم شده است. امیدوارم از نظرات همکاران بی نصیب نمانیم.

http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=75810

http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=75811

 


تفکر انتقادی- موانع و چالشها
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٩   کلمات کلیدی:

موانع و چالشهای آموزش تفکر انتقادی:

اگرچه موانع موجود  در برابر آموزش و ترویج تفکر انتقادی از نظرگاه
های متفاوت قابل تقسیم بندی کردن است ولی در این مجال تنها به نحوی موجز به برخی
از این موانع که می توان به عناصر مختلفی در برنامه درسی نسبت داد، اشاره می شود:

صالحی در کتاب «تفکر انتقادی و تصمیم
گیری بالینی» موارد زیر را به عنوان مصادیق آن ذکر می کند:

  • استفاده
         زیاد از عادت
  • تمایل
         به حفظ روند معمول اقدامات
  • اضطراب،
         استرس خستگی از عواملی است که در تصمیم گیری بالینی با کاهش تمرکز و انرژی در
         پرستار(پزشک) به محدودیت تفکر منجر می شود.
  • نداشتن
         فرصت کافی برای تفکر، ممکنست به شکست در دستیابی به همه اطلاعات مورد نیاز
         برای تصمیم گیری منتهی شود. اگرچه کفته می شود در شرایط خاصی ممکنست محدودیت
         زمانی به عنوان عامل محرّک باعث تقویت تفکر انتقادی شود.
  • تعهد
         بیش از حدّ به ایدئولوژی، مذهب سیاست بطوریکه راه ذهن را بر نظریه های دیگر
         مسدود نماید.
  • تعصبّات
         و سوگیری ها
  • کمبود
         اعتماد به نفس که منجر به عقب نشینی از موضع خود در مقابل شخصیت های بالاتر
         می شود.
  • عوامل
         محیطی منحرف کتتده فکر
  • کلیشه
         سازی و عدم انعطاف پذیری مثبت ذهنی
  • تمایل
         به پذیرش این فرض که تنها یک گزینه بهترین است.
  • مقاومت
         در برابر تغییر و اعتقاد به برتری تفکر جمعی نسبت به تفکر مستقل، برای اجتناب
         از اختلافات فکری

پرکینز ریاضی دان و متخصص هوش مصنوعی و
روانشناسی شناختی است. وی ضمن اعتقاد به وجود سه نوع هوش(عصبی، تجربی،
فکورانه/تأملی)، تفکر نقّاد را از ظرفیت های نوع سوّم هوش(فکورانه) می داند. وی
برای هوش تجربی محدودیت هایی قائل است که از انها به عنوان «دام های تفکر» نام می
برد. این محدودیت ها در واقع موانعی بر سر راه هوش فکورانه و مانع بروز ظرفیت های
حیاتی آن است:

  • عجول
         و شتاب زده بودن(Hasty): در وادی هنر تجربه نشان داده است که مردم حتّی هنگامیکه با
         اثر هنری مورد علاقه خود رو به رو می شوند، بیش از نیم دقیقه درنگ نمی کنند و
         به سرعت به اثر هنری بعدی منتقل می شوند. صرف این میزان زمان برای نگریستن به
         یک اثر هنری یقیناً به چیزی جز یک ادراک یا تجربه سطحی و کم عمق منجر نخواهد
         شد.
  • باریک
         و محدود اندیشیدن(narrow): این دام معرّف این واقعیت است که مردم غالباً به سبک یا
         رویه و از منظر مأنوس و مألوف خود به پدیده ها می نگرند. مثلاً در مقام تصمیم
         گیری و قضاوت، کم تر به همه ی گزینه های ممکن  که در بردارنده ی گزینه های غیر متعارف
         نیز می باشد، توجه می شود. در وادی هنر هم مردم غالباً به آثار هنری به شکل
         بسیار محدودی می نگرند وطبعاً از توجه به معانی، رمز ها و نمادهای به کار
         گرفته شده در اثر محروم می مانند. در نتیجه نوعاً پیش از آنکه به کاوش معانی
         معلق و منتظر کشف، در اثر هنری پرداخته وآن را دریابند، به وادی منفی درباره
         آن می رسند.  مثلاً تعصبات فرهنگی می
         تواند انتظارات و در نتیجه داوری را در ما بوجود بیاورد.
  • کدر
         و غیر شفاف بودن (fuzzy): این دام معرّف این واقعیت است که تفکر انسانی غالباً نسبت
         به ظرایف و دقایق پدیده های موضوع ادراک بی توجه بوده و از تمیز دادن میان
         اجزأ و عناصر باز می مانند.  قضاوت
         نوعاً قضاوت کلی و فارغ از جزئیات 
         ظریف و دقیقی است که در عناصر و اجزای پدیده حضور دارند. در وادی هنر
         نیز چنین قضاوتهایی ناشی از ادراک کلّی، عام 
         و مستقل از ظرایف و فارغ از جزئیات تمیز دهنده و غنا بخش ادراک(holistic undiscriminating perception) می باشد.
  • پراکندگی،
         شلختگی، سازمان نیافتگی فکر (sprawling): این دام معرّف این واقعیت
         است که تفکر انسانی غالباً فاقد طرح و نقشه بوده، نظم و ترتیب خاصی در آن به
         چشم نمی خورد. در جریان تفکر از شاخه ای به شاخه ای پریدن و جریان سرگردان و
         بی هدف، بیان دیگری از این آفت است. تصمیم گیری در چنین شرایطی پیش از
         شناسایی گزینه های مختلف و بدون تمرکز و بدون در نظر گرفتن عواقب و
         نتایج  هر گزینه انجام می شود. در
         وادی هنر نیز مردم غالباً در مواجهه با یک اثر هنری به صورت بی هدف و تصادفی
         توجه خود را به قسمت های مختلف اثر معطوف می کنند و در نگاهشان
         نظامدار(سیستمی) عمل نمی کنند.

تفکر انتقادی- موانع و چالشها
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٩   کلمات کلیدی:

موانع و چالشهای آموزش تفکر انتقادی:

اگرچه موانع موجود  در برابر آموزش و ترویج تفکر انتقادی از نظرگاه
های متفاوت قابل تقسیم بندی کردن است ولی در این مجال تنها به نحوی موجز به برخی
از این موانع که می توان به عناصر مختلفی در برنامه درسی نسبت داد، اشاره می شود:

صالحی در کتاب «تفکر انتقادی و تصمیم
گیری بالینی» موارد زیر را به عنوان مصادیق آن ذکر می کند:

  • استفاده
         زیاد از عادت
  • تمایل
         به حفظ روند معمول اقدامات
  • اضطراب،
         استرس خستگی از عواملی است که در تصمیم گیری بالینی با کاهش تمرکز و انرژی در
         پرستار(پزشک) به محدودیت تفکر منجر می شود.
  • نداشتن
         فرصت کافی برای تفکر، ممکنست به شکست در دستیابی به همه اطلاعات مورد نیاز
         برای تصمیم گیری منتهی شود. اگرچه کفته می شود در شرایط خاصی ممکنست محدودیت
         زمانی به عنوان عامل محرّک باعث تقویت تفکر انتقادی شود.
  • تعهد
         بیش از حدّ به ایدئولوژی، مذهب سیاست بطوریکه راه ذهن را بر نظریه های دیگر
         مسدود نماید.
  • تعصبّات
         و سوگیری ها
  • کمبود
         اعتماد به نفس که منجر به عقب نشینی از موضع خود در مقابل شخصیت های بالاتر
         می شود.
  • عوامل
         محیطی منحرف کتتده فکر
  • کلیشه
         سازی و عدم انعطاف پذیری مثبت ذهنی
  • تمایل
         به پذیرش این فرض که تنها یک گزینه بهترین است.
  • مقاومت
         در برابر تغییر و اعتقاد به برتری تفکر جمعی نسبت به تفکر مستقل، برای اجتناب
         از اختلافات فکری

پرکینز ریاضی دان و متخصص هوش مصنوعی و
روانشناسی شناختی است. وی ضمن اعتقاد به وجود سه نوع هوش(عصبی، تجربی،
فکورانه/تأملی)، تفکر نقّاد را از ظرفیت های نوع سوّم هوش(فکورانه) می داند. وی
برای هوش تجربی محدودیت هایی قائل است که از انها به عنوان «دام های تفکر» نام می
برد. این محدودیت ها در واقع موانعی بر سر راه هوش فکورانه و مانع بروز ظرفیت های
حیاتی آن است:

  • عجول
         و شتاب زده بودن(Hasty): در وادی هنر تجربه نشان داده است که مردم حتّی هنگامیکه با
         اثر هنری مورد علاقه خود رو به رو می شوند، بیش از نیم دقیقه درنگ نمی کنند و
         به سرعت به اثر هنری بعدی منتقل می شوند. صرف این میزان زمان برای نگریستن به
         یک اثر هنری یقیناً به چیزی جز یک ادراک یا تجربه سطحی و کم عمق منجر نخواهد
         شد.
  • باریک
         و محدود اندیشیدن(narrow): این دام معرّف این واقعیت است که مردم غالباً به سبک یا
         رویه و از منظر مأنوس و مألوف خود به پدیده ها می نگرند. مثلاً در مقام تصمیم
         گیری و قضاوت، کم تر به همه ی گزینه های ممکن  که در بردارنده ی گزینه های غیر متعارف
         نیز می باشد، توجه می شود. در وادی هنر هم مردم غالباً به آثار هنری به شکل
         بسیار محدودی می نگرند وطبعاً از توجه به معانی، رمز ها و نمادهای به کار
         گرفته شده در اثر محروم می مانند. در نتیجه نوعاً پیش از آنکه به کاوش معانی
         معلق و منتظر کشف، در اثر هنری پرداخته وآن را دریابند، به وادی منفی درباره
         آن می رسند.  مثلاً تعصبات فرهنگی می
         تواند انتظارات و در نتیجه داوری را در ما بوجود بیاورد.
  • کدر
         و غیر شفاف بودن (fuzzy): این دام معرّف این واقعیت است که تفکر انسانی غالباً نسبت
         به ظرایف و دقایق پدیده های موضوع ادراک بی توجه بوده و از تمیز دادن میان
         اجزأ و عناصر باز می مانند.  قضاوت
         نوعاً قضاوت کلی و فارغ از جزئیات 
         ظریف و دقیقی است که در عناصر و اجزای پدیده حضور دارند. در وادی هنر
         نیز چنین قضاوتهایی ناشی از ادراک کلّی، عام 
         و مستقل از ظرایف و فارغ از جزئیات تمیز دهنده و غنا بخش ادراک(holistic undiscriminating perception) می باشد.
  • پراکندگی،
         شلختگی، سازمان نیافتگی فکر (sprawling): این دام معرّف این واقعیت
         است که تفکر انسانی غالباً فاقد طرح و نقشه بوده، نظم و ترتیب خاصی در آن به
         چشم نمی خورد. در جریان تفکر از شاخه ای به شاخه ای پریدن و جریان سرگردان و
         بی هدف، بیان دیگری از این آفت است. تصمیم گیری در چنین شرایطی پیش از
         شناسایی گزینه های مختلف و بدون تمرکز و بدون در نظر گرفتن عواقب و
         نتایج  هر گزینه انجام می شود. در
         وادی هنر نیز مردم غالباً در مواجهه با یک اثر هنری به صورت بی هدف و تصادفی
         توجه خود را به قسمت های مختلف اثر معطوف می کنند و در نگاهشان
         نظامدار(سیستمی) عمل نمی کنند.

← صفحه بعد