ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳٠   کلمات کلیدی:

 ترویج تفکر انتقادی و خلاق

 دکتر پریسا ایران نژاد[1]

چکیده

جهانی‌که‌ماانسانهادرآن‌زندگی می کنیم،محلی است برای دیدن،شنیدن ، خواندن و تبادل نظر که باید برای سازگار شدن با محیط و همین‌طور با پدیده‌هایی که‌واقعیت نامیده می‌شود،وارد شبکه‌های‌ارتباطی وسیعی شد؛ بنابراین لازم‌است که‌واقعیت ها شناخته،فهمیده و به‌عنوان تجربه تفسیر گردند.تفکر همیشه‌در ارتباط با موقعیتها،اشیا،اشخاص و واقعیتها بوده وازطریق‌درک کردن آنها شکل می گیرد.افراد همیشه در ارتباط با امور روزانة خود فکر می کنند،ولی همواره مسایل و مشکلات خودرانمی‌توانند حل نمایند.آنچه‌مهم‌است کیفیت تفکر و همین‌طورارتباط بین تفکر و عمل می باشد‌. تفکرتلاش سنجیده‌ای‌است که‌درجهت شکل دادن،بیان و تکوین مداوم جملات نامفهوم ذهنی صورت می گیرد.ازآنجا که کیفیت آیندة فرد و جامعه به کیفیت تفکر فرد وافراد آن جامعه بستگی دارد،لزوم توجه به تفکر احساس می گردد.درهرجامعه‌ای‌ارزشهای‌اولیه و فرهنگ خاصی وجود دارد که‌برتفکر افراد اثر می گذارد؛بنابراین جوامع مختلف انسانی به‌دلیل عقاید و نگرشهای متفاوت دارای تفکر زمیـنه‌ای متفاوتی نیز می‌باشند‌. به منظورآشکارسازی مفاهیم،ارزشها و رفع پیچیدگیهای موجود در جهان امروز، انسانها نیازمند یادگیری تفکر به‌طور علمی و منطقی می باشند تا زبان فرهنگی مشترکی یافته و واقعیتهای خاص را بطور مشترک تجربه نمایند؛  بنابراین براساس نحوة اندیشیدن،نیاز به روشهای خاصی برای تفکر مطلوب می باشد. تفکر مطلوب شامل ارزیابی کیفیت (تفکر انتقادی)ونیز تولید چیزهای بدیع (تفکر خلاّّق) است. تفکر انتقادی شامل جستجوی دلایل، استفاده‌ازمنابع معتبر و ذکرآنها،در نظر‌گرفتن‌کل‌موقعیت،توجه به نکات اساسی‌و‌غیره می‌باشد.تفکر خلاّق دارای جنبه‌هایی چون‌داشتن میل شدید‌درباره‌هدف مشخص، رفع محدودیت‌های دانش و استعدادهای خود،ارزیابی درونی وغیره‌است.بهترین راهکار درجهت کسب مهارت‌های تفکر انتقادی و خلاق و همین‌طور ترویج ‌آن، ‌استفاده ‌از روش تحقیق (علمی) در تمام مطالعات انسانی‌است؛ درنتیجه می‌توان گفت که برای ارتقا و ترویج علوم و فرهنگ انسانی نیاز به بهبود تفکر از طریق آموزش روش‌های تفکر بوده تا با جلوگیری از خطاهای ‌ادراکی،رامنیت و سلامت روانی و جسمانی بر جوامع ملل سایه گستراند.

 

کلیدواژه‌ها: علوم‌انسانی، تفکرانتقادی، تفکر خلاق، نظام آموزشی، ایران


مقدمه

جهان‌امروز عصر تولید و عرضة وسیع اطلاعات است . سرعت انتقال اطلاعات با سرعت نور برابری می کند؛ولی باوجوداین‌‌اقوام بشری به خوشبختی و دانایی‌کامل دست نیافته‌اند.ذهن بشر با هجوم انواع اطلاعات روز بروز گنجایش کمتری برای نگهداری آن می یابد.براین‌اساس،علمای تعلیم و تربیت بزرگترین هدف آموزش و پرورش را کسب تفکر علمی برای فراگیران می‌دانندتاباایجاد قدرت ذهنی و جسمی در آنها زمینة رقابتها و چالشهای گوناگون دنیای متغیر کنونی را فراهم سازند .

هدف‌از فراگیری علوم کسب معرفت و دانایی‌است تا بدین طریق نیازهای مادی و معنوی بشر در هر برهه‌ای از زمان برآورده شود . معرفتی که به مرور زمان از ابعاد آن کاسته نشده،بلکه بر عمق و گسترة آن افزوده گردد.معرفت حاصل تفکر است.ازنظرآرنت[2] (1978) تفکر به معنی آگاهی یافتن از«توجه فکر ما»می باشد که توسط اتفاقات و وقایع در اثر تجربیات کسب می شود .

تفکرپدیده‌عجیبی‌است.به‌خودی خود چیزی نیست،ولی بدون آن نیز کاری نمی توان انجام داد.مگی[3] (2003) معتقد است که تفکر عبارت است:«از آنچه در حال‌انجام دادن آن هستیم یا در آینده انجام خواهیم داد. تفکر اولین قدم در حل مشکلات است و نه تنها مرکز توسعه شخصی است، بلکه نقطه اتکاء مشارکت در جامعه نیز می باشد. ما در یک جامعه شناختی زندگی می‌کنیم‌،بنابراین به مهارت‌های تفکر بیش از پیش نیازمندیم .»نلسون - جونز[4] (1996) بیان‌می‌کندکه تفکر پیش قراول تغییرات احساسی در زندگی است .احساس اغلب حاصل فکر ماست و احساس نیز به‌طور متقابل انواعی از تفکرراایجاد می کند .

تفکر درواقع تلاش سنجیده‌ای است که که در جهت شکل دادن، بیان و تکوین مداوم جملات نامفهوم ذهنی صورت می گیرد؛به‌عبارت دیگر برای رسیدن به یک فهم مشترک و درک مشابه ‌از امور، نیازمند سعی و تلاش وسیع ذهنی هستیم. جهانی که ما در آن زندگی می کنیم محلی است برای دیدن، شنیدن و تبادل نظر که باید برای سازگار شدن با محیط و همین‌طور پدیده هایی که واقعیت نامیده می‌شوند‌، وارد شبکه‌های ارتباطی وسیعی شد؛ بنابراین لازم‌است که واقعیت‌ها شناخته، فهمیده و به‌عنوان تجربه تفسیر گردند‌. کیفیت آینده فرد و جامعه کاملاً بستگی به نوع تفکر آنها دارد.

پیش زمینة تفکر در هر امری کسب اطلاعات است. در این دوره اطلاعات از طریق فناوری‌های پیشرفته‌ای چون اینترنت به وفور یافت می‌شود. البته صرف داشتن اطلاعات کافی نیست، بلکه مهم تجزیه و تحلیل و نحوة کاربرد آن اطلاعات می‌باشد. آنچه در دنیای کنونی در ارتباط با اطلاعات ارزشمند است، توانایی پردازش اطلاعات است تا با ارزشیابی اطلاعات زمینة تولید دانش و توانایی ابداع واختراع فراهم گردد. (قبول ، 1384)

کانت معتقد بود که ‌اساس معرفت عبارت‌ است‌ از نظم بخشیدن به ‌اطلاعاتی که‌ از طریق حواس گردآوری می‌شوند. منظور از تدریس ارائة اطلاعات نیست، بلکه یاری به ‌شاگرد است تا اطلاعات را کلیت بخشیده ‌و آن ‌را با معنا سازد؛ درواقع فرد باید به مهارت تفکر که همانا تعریف مسأله،جمع آوری اطلاعات، ارتباط دادن تصورات، سازماندهی‌ اطلاعات، استنتاج و تلخیص است دست یابد‌. ثمرة ‌واقعی تعلیم و تربیت باید یک فرآیند فکری باشد که از مطالعة یک رشتة علمی به‌وجود می‌آید نه از طریق اطلاعات جمع‌آوری شده. (مایرز ، 1374)

سرچشمه‌ اصلی تمام نیروهای ‌انسانی، تفکر است؛ چرا که ‌از طریق تفکر در ابعاد مشخص، باورها و عقاید فرد شکل می‌گیرد و براساس باورها،عملکرد و رفتار فردایجاد می شود؛بنابراین هر گونه عمل و رفتار فردی یا جمعی به منشأتفکرآن باز می گردد .

در شکل گیری تفکر ،اطلاعات پیشین ،تجارب و فرهنگی که فرد از آن هویت یافته،نقش اساسی‌ایفا‌می‌کند؛بنابراین برای کشف تفکر مطلوب که اساس یادگیری‌های بعدی است و اصلاح تفکر معیوب،نیازمندبه بررسی و شناخت عمیق‌درزمینه‌اطلاعات و تجارب گذشته،محیط و فرهنگ جامعه‌ای که‌درآن زندگی می کنیم،می باشد.

آگاهی یا تفکر عمومی به‌آشکارسازی مفاهیم،لغات و چیزها می پردازد و به فهم موثر پیچیدگیها در دنیا کمک می کند .پیچیدگی ،فهمیدن و دورنمایی کردن همه،کانون هایی برای مشاهده نحوة کاربردهای غیر مستقیم علوم انسانی هستند که می توانند آنها را تقویت نموده،زندگی متفکرانه را پر رنگ تر نمایند .

 

تعریف تفکر انتقادی

یونیسف (2003)درآخرین تقسیم بندی خود،مهارت تصمیم گیری و تفکر انتقادی رایکی‌از مهارت‌های زندگی برشمرده‌است.درجهان‌امروز هر انسانی برای درست زیستن نیازمند فراگیری درست فکر کردن می باشد.تفکرانتقادی درواقع به‌ نقد و تحلیل کشیدن تأثیرات رسانه‌ها و همسالان، تحلیل نگرش‌ها، ارزش‌ها‌، هنجارهای اجتماعی و اعتقادات و عوامل تأثیرگذار بر آنها و شناسایی اطلاعات مرتبط و منابع اطلاعاتی است. (کردنوقایی و پاشا شریفی ، 1384)

 تفکر انتقادی فرآیند فعالیت منظم عقلانی و ماهرانة مفهوم سازی ، کاربرد، تجزیه ‌و ‌تحلیل‌، ترکیب  و ارزشیابی مجموعه‌ای‌ از اطلاعات و یا تعمیم آن می‌باشد که به‌وسیلة مشاهده،تجربه،اندیشه،منطق یاارتباط به‌عنوان راهنمای نگرش و رفتار عمل می نماید. (اسکریون و پاول ، 2007)

تفکر انتقادی بر پایة ارزشهای عقلانی همگانی است که موضوعات آن دارای تقسیماتی چون آشکار سازی،صحت،دقت ،انسجام،ارتباط موضوعی،مدرک مستدل‌، دلایل متقن،عمیق،حیات بخش و منصفانه می باشد.در واقع تفکر انتقادی سبکی از تفکر در بارة هر موضوعی،محتوایی یا مسأله‌ای‌است؛ تفکری‌است که مسائل و سئوالات اساسی رامطرح می کند وآنهارابه‌طورواضح و دقیق فرموله می‌کند،اطلاعات مرتبط را جمع آوری و بررسی می نماید،عقاید انتزاعی را به‌طورمؤثر تفسیر کرده تا به راه حلها و نتایج منطقی دست یابد و بادیگران ارتباط های مؤثری را برای حل مسائل پیچیده برقرار می نماید.از دیدگاه مایرز (1374) تفکر انتقادی یعنی قدرت تنظیم کلیات (توانایی ایجاد یک چهارچوب تحلیلی)،پذیرفتن احتمالات نوین (پرهیز از پیشداوریها) و توقف داوری (تردید سالم و پرهیز از تعجیل در قضاوت)

بنابراین تفکر انتقادی به فرد متفکر کمک می کند که برمحتوای مورد نظرتمرکز کرده، از باورها و عادتهای غلط اجتناب نماید و بر انتخاب بهترین گزینه‌ها با استفاده ‌از اطلاعات درست و تحلیل و ترکیب آنها اقدام نماید .

به‌طور خلاصه می توان گفت تفکر انتقادی، تفکر خود رهبری،خود نظم بخشی، خود کنترلی و خود تصحیحی می‌باشد.(اسکریون و پاول،2007)

این نوع تفکر دارای سبک‌های درهم تنیده‌ای‌است که‌ازمیان‌آنها می‌توان به تفکر علمی، ریاضی، تاریخی،مردم شناسی،اقتصادی،اخلاقی و فلسفی اشاره‌کرد.

تفکر انتقادی‌را از دومنظر می توان دید:1- مجموعه‌ای ‌از اطلاعات و باورها که مهارت‌های سلسله‌وار و تعمیم دهنده راشکل می‌دهند،2- عادت مبتنی بر عقیدة عقلانی که از این مهارت‌ها در جهت هدایت رفتاراستفاده می‌نماید؛بنابراین سه نقطة مقابل هم وجود دارد : 1- تفکر انتقادی صرفاً کسب و نگهداری اطلاعات به‌تنهایی‌است؛ چرا که مستلزم داشتن روش مخصوصی برای‌جستجو و پردازش اطلاعات است،2 - صرفاً شامل مجموعه‌ای‌ از مهارت‌ها ‌است؛ چراکه مستلزم ‌استفاده مداوم‌ازآنها می‌باشد و 3- صرفاًاستفاده از مهارت‌هابه‌عنوان یک تمرین است، بدون آنکه نتایج آنها را پیش‌بینی نماید.

 

اهداف تفکر انتقادی

تفکر انتقادی موضوعی‌است که قابل آموزش می باشد و هدف از کسب مهارت تفکرانتقادی‌ازدیدگاه کرد نوقایی و پاشا شریفی (1384) عبارت‌است‌از: 1- فردبتواند استدلالهای منطقی و توأم با دلیل ارائه دهد،2- درست را ازنادرست تشخیص دهد،3- نسبت به نابرابریها،پیش داوریها و بی عدالتیهاحساس باشد،4- واقف شود که دیگران همیشه‌درست نمی گویندو5-منابع معتبر را از غیر معتبر تشخیص دهد .

 

مفاهیم و ابزارهای تفکر انتقادی

تفکر انتقادی با توجه به عاملی که محرک آن‌است به گونه های متفاوت عمل می‌کند. وقتی که تحت تأثیر انگیزشهای شخصی قرار دارد،اغلب به‌طور ماهرانه‌ای به دستکاری عقاید در جهت خدمت به شخص یا گروه می‌پردازد و زمانی‌که تحت تأثیر ذهن منطقی و عقلانی قرار می گیرد ، بالاترین حکم عقلانی راصادر می‌سازد. کیفیت تفکر انتقادی بستگی به عمق تجربة فرد درزمینة موضوع مورد نظر و سئوالات مطرح شده ، هوش و نوع اطلاعات دارد.

کیفیت زندگی ماوآنچه تولیدیاایجاد می‌کنیم،بستگی کامل به کیفیت تفکر ما دارد که در این میان متحمل هزینه‌هایی چون صرف پول و زمان نیز می شویم؛به همین دلیل برای داشتن تفکر خود تصحیحی ، خود تنظیمی ، خود کنترلی و خود رهبری نیازمند استانداردها،عناصر و ارزشهایی می‌باشد تا مسیر تفکر درست را بنمایاند.

 

عناصر تفکر از دیدگاه پاول و الدر (2007) عبارتند از :

  1. هدف از تفکر
  2. پرسش در ارتباط با موضوع
  3. اطلاعات
  4. ترجمه و تفسیر
  5. مفاهیم
  6. فرضیه ها
  7. تلویحات و نتایج
  8. نقطه نظرها

 

 

استانداردهای عقلانی کلی

شامل موارد زیر می باشد :

آشکار سازی،صحت،دقت،ارتباط،عمق،حیات بخشی،منطق،معناداری و منصفانه بودن که‌هرکدام به عنوان راهکار تفکر انتقادی توضیح داده خواهد شد .

خصوصیات یا ارزشهای عقلانی

که به صورت شکل زیر نمایش داده می شود:

 

 

راهکارهای تفکر انتقادی

تفکرانتقادی مانند هر مهارت زندگی دیگر ، مهارتی است که از طریق روشهای خاص و علمی‌که‌ازنظر تجربه ثابت شده است به‌دست می‌آید.در اینجاشانزده‌راه‌کارازمنظر جردن (2007) نقل می‌شود :

1- آشکارسازی

در یک زمان یک مطلب اساسی بیان شود؛جهت آشکار کردن مطلب از مثال استفاده‌شود.

2- صحت داشتن

موضوعات‌ازنظر درستی مطالب بررسی گردد .

3- دقیق بودن

صحت مطالب بازبینی شود؛از تعمیم دادن،حسن تعبیرهاوابهام‌دوری شود.

4- مربوط بودن

به نکات اصلی توجه شود؛توجه به اینکه چگونه هر عقیده‌ای به‌عقیدة اصلی متصل می شود .

5- مشخص بودن هدف

دانستن اینکه سعی در انجام چه کاری است؟ مهمترین چیز چیست ؟ هدف فرد از هدفهای وابسته تمییز داده شود .

6- شناسایی فرضیات

هر تفکری بر پایة فرضیات بنا می شود؛منطق فرآیندی است که برای فرضیات به کار می رود .

7- بررسی احساسات

احساسات تنها تفکر انتقادی را گیج می کنند؛تشخیص داده شود که چگونه احساسات می توانند تفکر را در مسیر دقیق هدایت نمایند .

8- همدلی

فرد سعی نماید که چیزهایی را از منظر رقیب ببیند؛تصور کند که آنها چگونه‌احساس می‌کنند؛ازمنظر آنها منطق،احساس و تجربه را بررسی نماید .

9- فرد،نادانی خودرابشناسد .

هر کسی مقدار ناچیزی از اطلاعات موجود دنیا را می داند؛حتی اگر شما بیشترازرقیبتان بدانید،هنوز ممکن است اشتباه کنید.

10- آزادمنش بودن

یعنی فرد بطور منتقدانه بتواند دربارة موضوعات مهم خود فکر کند،هر چیزی را که می خواند باور نکندو بااولویتها،ارزشها و دیدگاههای دیگران همراهی کند.

11- به‌طور تلویحی تفکر کند .

نتایج‌نظرات خود را در نظر بگیرد .

12- گرایشهای خود را بشناسد .

گرایشهای فرد تفکر راآشفته می سازد؛تشخیص دهد که چگونه می تواند تفکرش را به سوی یک هدف مشخص با گامهای منطقی هدایت نماید .

13- به تعویق انداختن قضاوت

فرد متفکر نباید ابتدا تصمیمی بگیرد و بعد تفکر انتقادی را پشتیبان آن قراردهد؛بهتر است ابتدا روش علمی را به‌کار گیرد و سپس چیزهایی را حدس زده،سعی در اثبات آن نماید .

14- تضاد را در نظر بگیرد .

به‌نظرات دیگران با کلمات خودشان گوش فرا دهد،بحثهای دنباله دار را باجدیت بررسی کندوآنهارارها نکند .

15- فرضیات فرهنگی راشناسایی نماید .

مردم با فرهنگهای متفاوت در زمانهای متفاوت به گونه ای متفاوت عمل می کنند . عقیدة فرد شاید به تاریخ،سن وگذشتة انسان برگردد . چرا دیدگاه فرد بهتر از هر انسان دیگری در جهان امروز و تاریخ آن نباشد ؟

16- منصف باشد و خودخواه نباشد .

هرانسانی اساسی ترین گرایش را با خود دارد .

 تفکر خلاق

یکی از روشهای تفکرمنطقی،تفکر خلاق‌است؛یعنی تفکری که علی‌رغم غیرعادی بودن‌راه‌حلهای‌آن،به نتایج پذیرفتنی منجر می‌شود.(گلاور و برونینگ[5] ،1990)

 تفکر خلاقانه‌درنتیجه فرایندهای استثنایی تفکر بروز می یابد.جهش های ناگهانی‌ادراک خودانگیخته در تفکر خلاق نقش بسیار مهمی دارد.آثار خلاق باآنچه‌درگذشته‌انجام شده‌است،آغاز می شود و به طرق منطقی و قابل فهم فراتر از گذشته پیش می رود .

خلاقیت‌اصیل به‌طورکامل خود انگیخته‌است و نبوغ واقعی‌است.(اندروز[6]، 2007)ازنظر فلدمن[7] و دیگران (1994) خلاقیت بالا عبارت‌است از«پیشرفت قابل ملاحظه‌وجدید چیزی که حوزه‌هایی از تلاش با یک روش مهم را تغییر و تشکیل می دهد.»هامر و برولین[8] (1999) خلاقیت را رشد ظرفیت انسانی برای عقاید جدید و محصولات نو می دانند.کرافت[9] (2002) معتقد است در ادیان مسیحی و اسلام و یهودی همگی به کلمه«وحی» یا«دریافت یک ایده»اشاره شده‌است؛عقیده ای که قدرت بالاتری راایجاد می کند.از نظر مازلو[10](1987) خلاقیت به معنی خود شکوفایی فرد می باشد،زمانی‌که‌او به‌استعدادهای خود عینیت می بخشد . 

افراد خلاق قابلیت تمرکز در مسائل علمی و هنری را دارا می باشند که حساسیت نبوغ آمیز گفته شده و ابتدا در مسأله یابی تجلی می نماید . خصوصیات یک فرد خلاق از نظر برولین (1992) شامل موارد زیر می باشد :

انگیزه بالا،قدرت تحمل،کنجکاوی هوشمندانه،تعهد،استقلال در فکر و عمل،میل بالا برای درک خود-حس قوی از خود،اتکاء به نفس بالا،ابراز وجود درونی و بیرونی-جذب پیچیدگیها و ناشناخته شدن ها،حساسیت بالا، استعداد بالا برای درگیری احساسی در تحقیقات خود .

انگیزش یکی از ابزار تفکر جانبی است و زمانی ایجاد می شود که مهارت «تحرک»[11] توسعه داده شود. تحرک یکی از عادتهای اصلی تفکر خلاق است. (دی بونو[12] ، 2007)فرد خلاق وقت و امکانات خود را صرف یافتن مسائلی می کند که ثمر دهی و و نتیجه لازم راداشته باشد.آنها نسبت به مسائل منتخب خود تعهد کامل دارند و به جنبه های زیبایی شناختی کار توجه دارند .

این آثار در هر سطحی که باشند،از زمان شکل گیری اولیه اثر تا پایان کار،مورد بازنگری قرار گرفته و اصلاحاتی در آن با توجه به تفکر انتقادی واستدلال منطقی صورت می گیرد و عملکرد فرد در یک حیطه کاری مشخص به نحو بهتری بروز پیدا می کند . در ایجاد تفکر خلاق فرصت های پیش آمده نیز بسیار مهم می باشند.

حل خلاقانة مسأله‌‌دارای دو شاخص است : نوآوری و ارزش و اعتبار.از دیدگاه‌ شخصی، افراد استعداد خلاقیت یعنی عمل نوآورانه و ارزشمند را دارند.یکی‌از محکهای دشوارتر خلاقیت ، در چارچوب داوری اجتماعی است . در این سطح راه حلهای فرد برای مسأله باید با نوآوری و ارزش برای جامعه توأم باشد تا کار خلاق نامیده شود.آثار عالی ادبی و هنری و موسیقی به‌عنوان آثار خلاقانه برگزیده می‌شود.هر چند جامعه برای تعلیم‌وتربیت کودکان، درس خلاقیت نمی‌دهد؛چرا که در مدارس فقط«حقیقت»[13] آموزش داده می‌شود نه«امکان»[14] وجود داشتن چیز دیگر.(دی بونو ،2007)

در موردخلاقیت کودکان اندروز (2007) پیشنهادهای جالبی ارائه می دهد که‌البته کارهای بسیار ساده ای نیز می باشند . او معتقد است که از طریق بازی با گیم ، کارت بازی ، کلمه بازی و قصه گویی که کودک در آن به ایفای نقش پرداخته و از بیان و عمل خود استفاده نماید ، می‌توان خلاقیت را در او شکوفا ساخت . کافی است که به کودک اجازه داده شود که به تخیلات خود دامن زده و از بیان موضوعات عجیب و غیر واقعی هراسی به دل راه ندهد.

راه کارهای ایجاد تفکر خلاق

خلاقیت می تواند به‌عنوان توانایی هایی برای تشکیل ترکیب جدیدی از اندیشه،جهت برآوردن نیاز تصور شود،در واقع تفکر خلاق منجر به نتایج خلاق می شود؛بنابراین خلاقیت نیاز به میل و آمادگی زیاد،ارزشیابی درونی و تنظیم دوبارة اندیشه‌هادارد.

افراد خلاق پس از آمادگی و تعمق قابل توجه و کوشش بسیار برای درک بصیرتهااز طریق روش انتقادی و عقلانی ، خود را در یک نقطه برای مسائلی ازانشاواختراع رها می‌سازندوامکان جریان آزاد بدون کنترل آگاهانه را به اندیشة خود می دهند .

بهترین راهکار برای ارائة تفکر خلاق ، استفاده از گامهای منطقی دانشمندان در برخورد با مسأله یا به عبارت دیگر استفاده از روش علمی می‌باشد.کرافت (2000) راهکارهای ایجاد تفکر خلاق را اینگونه بیان می نماید:

1- توجه به سئوالهای غریب ، غیرمعمول و عجیب افراد

2- یافتن نکات مثبت در همة افکار

3- توجه به طور منظم به خلاقیت افراد

4- انتظار خلاقیت از افراد و طلب کردن آن

5- ارائه‌الگویی مشخص برای خلاقیت

تفکر خلاق در واقع روشی برای تفکر در جهت خلق آثار نو و بدیع می‌باشد.تمامی اختراعات و اکتشافات صورت گرفته ناشی از فعالیت فکری عدة قلیلی ازافراد جامعه می باشد.در نظام تربیتی جدید هدف نه انباشتن اطلاعات و معلومات بلکه پرورش متفکرانی است که بتوانند منطقی فکر کرده وعمل نمایند،حل مسأله کرده و خود قادر به تصمیم گیری در امور زندگی باشند.این نوع تربیت نیازمند تغییر اساسی در نحوة فکر کردن‌افراد می باشد که خوشبختانه امروزه دانشمندان ادعا می کنند که تفکراز هر نوعی که باشد،آموختنی و قابل یادگیری می باشد.مهم‌آن‌است که بتوان قبل از تغییر افکار به تغییر نگرش افراد اقدام نمود؛در واقع تفکر و مهارت‌های آن را در نظر انسانها بزرگ جلوه نمود و ضرورت توجه به تفکر و آثار و پیامدهای آن‌را بروشنی ترسیم کرد .

رسول اکرم (ص) فرمودند که یک ساعت تفکر ارزشمندتر از هفتاد سال عبادت است و تأکید پروردگار متعال بر تفکر در آسمانها و زمین مؤید آن است که از طریق تفکر می توان به خداشناسی رسید .

شناخت درست تفکر و روشهای آن شروعی است برای تولد دوباره و از نو آغاز کردن،درست زندگی کردن ، لذت بردن از نعمتهای الهی و قدردانی و سپاسگزاردن‌ازپروردگاری است که انسان و قدرت تفکر او را آفرید .

 

راهکارهای ترویج تفکر خلاق

تورنس‌‌چنداصل برای ایجاد و توسعة تفکر خلاق‌ارائه‌کرده‌است :

1- تفکر خلاق را از طریق توجه به عقاید جدید افراد گرامی بدارید .

2- افراد را نسبت به محرکهای محیطی حساستر کنید .

3- توانایی پرداختن و دستکاری اشیاو عقاید را تشویق کنید .

4- روش علمی آزمایش منظم عقاید را یاد دهید .

5- تحمل عقاید تازه را افزایش دهید .

6- برای انجام دادن کارها از راههای بسیاری استفاده کنید .

7- یادگیری خودانگیز را در افراد تشویق کنید .

8- فرصتهایی را برای ایجاد تفکر خلاق در افراد فراهم کنید .

آنچه مهم است این است که برای ترویج تفکر انتقادی و خلاق در جامعه باید جو فکری (عقلانی) را به گونه ای ایجاد کرد که در آن ابتدا بزرگان هر جامعه‌ای خود متفکر خلاق و منتقد سازنده باشند و افراد دیگر جامعه با الگو گرفتن از آنها رفتار خلاق و انتقادی را در پیش گیرند؛بنابراین فراهم نمودن فرصت مناسب برای بیان نظرات گوناگون در یک محیط ، شنیدن دلایل منطقی و غیرعادی افراد و بحث درباره‌آنهادرحالی‌که قضاوت منصفانه و بی‌طرفانه صورت پذیرد،می تواند در ترویج تفکر انتقادی و خلاق بسیار مؤثر باشد .

رابینز و هانسیکر[15](2007) برای ترویج تفکر خلاق راهکارهایی را بیان نموده اند که به ذکر چند نمونه بسنده می شود :

1- باورهایتان را مشخص کنید . تلاش خود را بر بخشی از وجودتان که از طریق آن دیگران را می توانید تحت تأثیر قرار دهید متمرکز نمایید .

2- از لحن مثبت و مدبرانه استفاده کنید .

3- موقعیت خود را به‌طور واضح بیان کنید .

4- برای حمایت از موقعیت خود دلایل قوی ارائه دهید .

5- گفتگوی خود را با شنونده تنظیم کنید .

6- موضوع مورد علاقه شما دارای جاذبه باشد .

7- از منطق استفاده کنید .

 

ارتباط رشته های علوم انسانی با ترویج تفکر انتقادی و خلاق

1- فلسفه

فلسفه ‌بهترین رشته‌ای‌است که سؤالات کلی را برانگیخته، می تواند ما را با دیگر رشته‌ها آشنا ساخته، برای تفکر در مورد سایر رشته ها آماده سازد.سؤالهای منطقی، معرفتی و اخلاقی در فلسفه مطرح می‌شوند.قبول (1384) به نقل قول از کانت عنوان می‌کندکه‌اساس معرفت عبارت‌است‌ازنظم بخشیدن به‌اطلاعاتی که‌از راه حواس گردآوری می شوند.در یک جامعه دموکرات نیاز به شهروند خوب می‌باشد و جامعه بدون رأی دهندگان، هیئت منصفه،والدین،مدیران و مصرف کنندگان عاقل و منطقی نمی تواند شکل بگیرد.

جوامع‌آزاد و عادل،مؤسسات مشارکتی،منصفانه و منطقی ایجاد می کنند و افرادآن جامعه به‌طورکلی خلاقیت و انتقاد می کنند،اما همة این موارد  بر منطق و قضاوت تأکید دارند و سعی در پرورش دلیل و منطق و قضاوت بدون به‌کارگیری فلسفه دارند؛مثلاً هنر در مقابل طبیعت،ایستایی در مقابل تغییر،زندگی و فکر،ذهن و بدن و ظاهر در مقابل واقعیت،نمونه‌های قابل توجیهی برای تیزی و قدرتمندی مهارت‌های منطقی در افراد می باشد . برای تدریس رشته‌های تحصیلی به‌طور انتقادی و تفکری باید پیش فرضهای متافیزیکی،زیباشناسی،معرفت شناسی، اخلاقی و منطقی آنهـاآشکار شود.

از دیدگاه فلسفه،تفکرانتقادی باید خود تصحیح کننده،حساس به محتوا ومتکی بر ملاکها برای تشکیل قضاوتها باشد .

 

2- تعلیم و تربیت

روانشناسان و معلمان بسیاری معتقدند که می‌توان به روشنی مهارت‌های تفکر را از متنی به متن دیگر منتقل کرد و آموزش داد.تدریس موضوعاتی مانندریاضیات می تواند در بالا بردن سطح کیفی یادگیری دانش آموزان‌از موضوعات درسی مؤثر باشد؛ ولی مدرکی دال بر پیشرفت تفکر شاگردان‌از طریق این دروس وجود ندارد،در حالیکه می توان درسی چون ریاضیات را از طریق ایجادانگیزش و تحرک در دانش آموزان به‌خوبی آموزش داد.(دی بونو ، 2007)

تسلط بر موضوع درسی،تعلیم و تربیت درستی را منعکس می کند؛ولی هیچگونه‌ارتباطی با مهارت‌های تفکر ندارد.منظوراز تدریس تنهاارائة اطلاعات به شاگرد نیست،بلکه مقصود یاری رساندن به اوست تا اطلاعات را کلیت بخشیده‌وبا معنا سازد.(قبول ، 1384)واضح‌است که طی این مسیر بدون مواجه شدن با سؤالات اساسی معرفت شناسی امکان ندارد.هر رشتة تحصیلی عقلانی،سبک تفکر مخصوص به خود از طریق تصویرسازی و تفکر خلاق را دارند.

اصلاح تفکر در تعلیم و تربیت به حوزه هایی از تربیت شخصی و اجتماعی و میزان وسیعی از مهارت‌های زندگی بر اساس برنامة درسی موضوع محور هدایت می کند و استعدادهای طبیعی شاگردان را مهیا می سازد .

مفسران مهارت‌های تفکر، بحث تعلیم و تربیت برای ظرفیت و شایستگی را مورد نیاز می‌داند. توانایی به‌کارگیری فکر از طریق طرح سؤالات کلی و ویژه‌ و استفاده ‌از روش تحقیق درنظر می باشد.آموزش و پرورش با معلومات و دانش سروکار دارد و مهارت‌های تفکر نیاز به استفادة بهینـه از معلومـات موجود دارد.آموزش و پرورش وسیله‌ای برای تأمین مهارت‌های زندگی‌بخصوص مهارت‌های تفکر می باشد.در ضمن تعلیم و تربیت باید مبتکران،سازمان دهندگان ورهبران مورد نیاز جامعه را تأمین نماید.چنین افرادی نیاز به تأثیر عمیق در مهارت‌های تفکر دارند . در یک جامعه دموکرات جایی‌که‌افراد باید انتخاب و سنجش کنند ، فقدان مهارت‌های تفکر،تدابیر را به شعار تبدیل می کند .

 

ادبیات

رشته‌ادبیات‌‌افرادرادرکسب معانی مفهومی توانا ساخته‌که‌قسمتی‌از یک کل سازمان یافته می باشدوایجادانگیزه‌وکسب تجارب مفید می‌کند؛مفاهیمی چون خوب، راست و نیک(دراخلاق)،حقیقت،واقعیت وارزش (درمعرفت شناسی)، زیبایی و هنر (در زیباشناسی)،منطق و معانی(در منطق)،شخص،زندگی و جهان (در متافیزیک).

امروزه‌ در رشتة‌ زبان ‌و ادبیات فارسی، دانش آموختگان این رشته در دوره‌های کارشناسی، ارشد و دکتری آن‌طور که باید خلاق، نوآور و دارای تفکر انتقادی در این زمینه نیستند و فرآیند تحصیل در نظام آموزشی حاکم بر زبان و ادبیات فارسی دانشگاه‌ها نمی تواند این توانایی‌ها را درایشان به وجود آورد.(قبول ، 1384)

داستان‌های کوتاه و بلند زیادی وجود دارند که به مفهوم سازی ، تصویرسازی و تخیل می‌پردازند. داستان‌نویسان با شخصیت‌های متفاوت، نظرات متفاوتی نیز دارا می‌باشند و دسته ای از خوانندگان خود را در قالب نقشهای داستان تصور می‌کنند. نهایتاً شکلی از داستانها که توانایی شناسایی فعالیتهایی مانند رمزگشایی زبان، آشکارسازی و شکل دادن تجربه‌رادارا می باشند،تخیل و تفکر افرادرا نیز تقویت می کنند. خوانندگان،معانی متون رامثل واقعیات جان می بخشند.اغلب خوانندگان در جستجوی انسجام،تجزیه،تضاد و مشکوک بودن می باشند و سعی در بر طرف کردن کمبودها و مشکلات داستان برمی آیند و برای کامل کردن کشف یگانگی آنها تمرین می کنند.با تخیل بین ‌دیدگاهها زده و یادارتباط برقرار می‌کند.

باتلاش به‌سوی بهم پیوستن و رهایی از چندگانگی و حرکت به سوی مشابهت سازی یا رسیدن به جهان مشترک در بین افراد،از طریق یادگیری مفاهیم و لغات،واژه پردازی،بدیع‌پردازی،ایهام و کنایه می توان به انواع تفکر بخصوص خلاق وانتقادی رسید.

 

نتیجه

تفکر،تلاش ذهنی وسیعی است برای آگاهی یافتن از فکر یا شکل دادن و بیان و تکوین مداوم جملات نامفهوم ذهنی برای آشکارسازی مفاهیم،خلق آثار نو و بررسی و ارزشیابی مثبت و منفی نظرات خود و دیگران. برای ایجاد تفکر درست و تصحیح تفکر نادرست در ذهن افراد،علوم انسانی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. روش‌های تفکر به‌صورت انتقادی و خلاق کاملاً قابل آموزش و یادگیری از طریق موضوعات درسی و تعمق و ژرف نگری در مفاهیم موجود آنها می‌باشند.

آنچه مهم‌است کیفیت تفکر و رابطة آن با نحوة عمل افراد می باشد . داشتن سعة صدر، گشاده رویی، صرف زمان، مهارت گوش دادن بالا، استفاده ‌از نظرات دیگران،به‌کارگیری تخیل،حافظه واحساس  و کسب معلومات و اطلاعات عمومی و تخصصی،داشتن انگیزة بالا و هوش متوسط به بالا از خصوصیات کسب تفکر انتقادی و خلاق می‌باشد. این دو نوع روش تفکر کاملاً در امتداد هم و مکمل یکدیگر می‌باشند.

برای ایجاد تفکر درست باید ابتدا باور و نگرش انسان تصحیح گرددو عادی‌ترین و واضح‌ترین مسائل باید به دیدة شک نگریسته شود. سپس واقعیات شناخته شده، درک گردیده و تجزیه و تفسیر گردند. پیش زمینة تفکر کسب اطلاعات درست و تحلیل و ترکیب آنها برای خلق ایده های جدیدکشف راه حلهای نوین است؛ در نتیجه قابل ذکر است که کسب مهارت‌های تفکر به‌عنوان یکی‌ از مهارت‌های زندگی برای هر انسانی در هر نقطه ای از جهان لازم و ضروری می باشد و باید به آموزش این نوع مهارت‌ها از سطوح ابتدایی تا سطوح عالی اقدام گردد.این وظیفة مهم بر دوش علوم انسانی و متخصصان و کارشناسان این علوم می‌باشد. به امید آن‌که‌انسان به‌عنوان خلیفة خدا بر روی زمین و علوم انسانی به‌عنوان علومی که به کسب شناخت این موجود الهی و در نهایت معرفت خداوند می‌پردازند، مورد توجه قرار گرفته و جایگاه واقعی خود را در بین علوم بیابد.